جمال الدين محمد الخوانساري
442
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
در وقت مهلت ، وپيشى گيرد از ترس . اين نيز تتمهء كلامي است « 1 » در مواعظ ونصايح ، و « دامن بر ميان زدن در كارى » كناية از جدّ وجهد در آنست ومعنى اينست كه جدّ وجهد كند در أطاعت وفرمانبردارى از براي كشيدن « 2 » يعنى جذب وجلب سعادت أخروي ، و « جهد كند در طاعات از روى دامن بر ميان زدن » يعنى از روى جدّ تمام ، واين تأكيد است وشتاب كند در كارهاى خير در وقت فرصت ومهلت و « پيشى گيرد » به آنها « از ترس » اين كه مبادا ديگر ميسر نشود يا بسبب ترس از خدا . 6604 فاتّقوا اللّه تقيّة « 3 » من نظر في كرّة الموئل ، وعاقبة المصدر ، ومغبّة المرجع ، فتدارك فارط الزّلل ، واستكثر من صالح العمل . پس بترسيد از خدا ترسيدن كسى كه فكر كند در رجوع بمحلّ بازگشت وعاقبت بر گرديدن وپايان بازگشت ، پس بازيافت كند لغزش گذشته را ، وبسيار كند از عمل صالح . اين نيز تتمهء كلامي است « 4 » در مواعظ ونصايح ومراد باين كه « بترسيد از خدا ترسيدن كسى كه فكر كند » اينست كه شما چنين كسى باشيد كه فكر كنيد در عاقبت بازگشت خود ، وحساب وكتاب وثواب وعقاب وساير أحوال معاد ، پس بترسيد از خدا واز رسوائى نزد أو در آن روز پس تدارك كنيد لغزشى را كه پيش كرده باشيد ، وبسيار كنيد عمل صالح را ، وممكن است كه « مصدر » اسم مكان باشد نه « مصدر » بمعنى محلّ بر گرديدن
--> ( 1 ) در باب « الكلم القصار نهج البلاغة » چنين نقل شده : « اتّقوا اللّه تقيّة من شمّر تجريدا ، وجدّ تشميرا ، وأكمش في مهل وبادر عن وجل ونظر في كرّة الموئل وعاقبة المصدر ومغبّة المرجع ( رجوع شود بجلد چهارم شرح نهج البلاغهء ابن أبي الحديد چاپ أول مصر ، ص 236 ) . ( 2 ) گذشت كه اين كلمه « تجريدا » است و « تجريرا » نيست كه باين توجيه حاجت باشد ومعنى « شمّر تجريدا » آنست كه كاملا دامن بكمر زده آمادهء كار شد . ( 3 ) كذا بخطّه الصريح مطابق چاپ هند ( ص 250 ، س 10 ) ودر چاپ صيدا ( ص 166 ، س 6 ) : « تقاة » ( 4 ) در ذيل فقرهء سابق ياد شد كه در عبارت نهج البلاغة اين فقره با فقرهء سابق در يكجاست منتهى تا « مغبّة المرجع » ، پس « فتدارك » تا آخر از كلام ديگر آن حضرت عليه السّلام مأخوذ است .